تبليغاتX
فانوس دار

فانوس دار
تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟

تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟

جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوانی



به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید

[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 22:45 ] [ رضانصراللهی ] [ ]
بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 15:7 ] [ رضانصراللهی ] [ ]
 
تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.
 

سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود، بدترين چيز ممكن رخ داده بود، او عصباني و اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم
 
آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج
.
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمتش...
 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
[ شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 21:15 ] [ رضانصراللهی ] [ ]
)

  

 

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

[ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ] [ 0:21 ] [ رضانصراللهی ] [ ]

 

بدترين محل براي قرار دادن مسواک

بدترين محل براي قرار دادن مسواک سينک دست‌شويي است. البته خود سينک مشکلي ندارد و همه مشکل به نزديکي آن به توالت مربوط است. به گفته محققان و ميکروب‏شناسان دانشگاه آريزونا، به طور متوسط در يک کاسه توالت حدود 3 ميليون ميکروب وجود دارد. اين ميکروب‏ها مي‏توانند تا 2 متر جابه‌جا شوند و روي زمين، ديوارها و روي مسواک قرار بگيرند. بهتر است مسواک را بيرون توالت در کابينت دارو يا يکي از کابينت‏هاي آشپزخانه نگهداري کنيد.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم فروردین 1390 ] [ 14:54 ] [ رضانصراللهی ] [ ]

نشسته ام ...

 و به هر چه شکستني در جهان است مي انديشم ...

به شکل ماه در قاب حوض

و به خواب پشت پلک هاي بيدار ...

 دستهايت را هم از گوشهايت بردار

اينها که گفتم همه بي صدا مي شکنند ...

مانند شکستن دل یک دوست. . .انهم بهترین دوست !

 زندگی کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامی ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم…

 سال نو مبارک

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

[ یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 ] [ 14:51 ] [ رضانصراللهی ] [ ]
گفت‏وگو با نيل پستمن/ Neil Postman

من غبطه میخورم به خانواده هایی ایرانی که تلویزیون ندارند و یا یک تلویزیون دارند.خانواده هایی که یک تلویزیون دارند باز دور هم هستند و خانواده هویت خود را داراست اما خانوادهایی که تلویزیون ندارند پدرها در قدیم حافظ و یک کتابی را میخواندند که خانواده را دور هم جمع مینمود اما وقتی این ابزار افزایش پیدا کرد........


ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم اسفند 1389 ] [ 20:44 ] [ رضانصراللهی ] [ ]
 

 

اولين وارد کننده تخم اين گياه به ايران در اوايل دوره قاجار انگليسی ها بودند که با همکاری عناصر خودفروخته اي در دربار قاجار، کشت اين گياه و نوشيدن دم کرده آن را در ايران رواج دادند. عکس العمل علماء و حکماي سليم النفس آن دوران در برابر اين حرکت پليد استعماري شديد بود. در يکی از نامه هایی که به دربار قاجار نوشته شده است آمده: «چرا می خواهيد گياهی را در ايران رواج دهيد که حتی الاغ ها از نزديک شدن به مزارع آن خودداری می کنند! چای مولد سودا در بدن و سودا مقدمه سرطان است!».

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم اسفند 1389 ] [ 20:27 ] [ رضانصراللهی ] [ ]
آیا می دانید قرمزی درون کالباس از گوشت تاج خروس است؟

آیا می دانید سس مایونز در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی شده؟

آیا می دانید ساندیسها, نوشابه ها, بیسکویتها, کیکها و... با قندهای مصنوعی چون ساخارین که 1000 برابر شیرین تر از قند معمولی است درست میشوند؟

آیا می دانید در اکثر کارخانه ها آبلیموهای صنعتی حتی یک عدد لیموهم وارد نمی شود و آب لیمو صنعتی از  آب کاه بعلاوه برخی اسانسها وجوهر نمک تولید می شود؟

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه دوم اسفند 1389 ] [ 16:17 ] [ رضانصراللهی ] [ ]

در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود !

  کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است !

 کسی که  اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت !

 کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می شوند !

 انسانهای منظم افراد خشک وبیحال هستند !

  همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله و.........

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند: 

.1اخلاق به عنوان اصل پايه .2وحدت .3مسئوليت پذيري .4احترام به قانون و مقررات .5احترام به حقوق شهروندان ديگر .6عشق به كار .7تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده .8ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده .9نظم‌پذيري

بیایید از خودمان شروع کنیم  و از همین لحظه

هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند … حتی خلاصه مبانی...

همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب
برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگراست

بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست  بلكه  با رعایت حقوق دیگران است

مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نیستند

اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی
هستیم شغل ما راننده است . نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط
برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم . به شغلمان احتراما بگذاریم و
بگذاریم دزدی برای كسی باشد كه شغلش فقط دزد است

هنگام رانندگی توحش بخرج ندهیم ...

کمی فكر كنيم شايد اين فكر كردن مقدمه یک تغييرباشد....................
 

[ شنبه سی ام بهمن 1389 ] [ 23:0 ] [ رضانصراللهی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
امکانات وب